آخرین بروزرسانی : جمعه 02 بهمن 1388 - 06:43:53 ب.ظ.
مرتبه بازدید |
نظرات شما
| نسخه قابل چاپ |
این صفحه را برای دوستان خود بفرستید.
قاتل سریالی قزوین:
بهخاطر چكهايم مرتكب جنايت شدم
نخستين جلسه محاكمه قاتل سريالي قزوين در شعبه دوم دادگاه كيفري استان قزوين برگزار شد.
|
| قاتل سریالی قزوین در حال بازسازی صحنه جنایت |
مهين 32 ساله، كه از چند ماه قبل به اتهام قتل 5 زن ميانسال و يك مرد در بازداشت به سر ميبرد صبح30دي به دادگاه انتقال يافت تا در مقابل قضات دادگاه به بيان جزئيات جناياتش بپردازد.
ساعت 9:20 صبح را نشان ميداد كه با ورود متهم به دادگاه، جلسه رسميت يافت و قاضي لشگري، معاون دادستان قزوين نخستين كسي بود كه در جايگاه قرار گرفت. او در دفاع از كيفرخواست صادره از سوي دادسراي عمومي و انقلاب قزوين گفت: در اين پرونده، مهين 32 ساله، ساكن قزوين و فاقد پيشينه كيفري متهم به 6 فقره قتل عمدي در قزوين است. نخستين قرباني اين زن، مردي بود كه 27 شهريور 85 ناپديد شد تا اينكه صبح 22 مهرماه همان سال جسدش در كانال آب كمربندي قزوين پيدا شد.
بهدنبال كشف اين جسد، تحقيقات براي كشف راز جنايت شروع شد و ماموران در همان تحقيقات اوليه به مهين كه در آن زمان مستاجر مقتول بود، مظنون شدند.
مهين يك خودروي پرايد داشت كه به خاطر تصادف حدود 2 ميليون تومان خسارت ديده و در تعميرگاه بود. اين در حالي بود كه همزمان با به قتل رسيدن اين مرد، 2 ميليون تومان پول او ناپديد شده و از طرفي مهين نيز توانسته بود با پرداخت هزينه تعمير خودرواش، آن را پس بگيرد.
همه اينها باعث شد كه ماموران به اين زن جوان مظنون شوند و او را دستگير كنند.
معاون
دادستان ادامه داد: اين زن دستگير شد و 37 روز تحت نظر پليس بود اما در
تمامي مراحل تحقيقات مدعي شد كه بيگناه است و 2 ميليون تومان پول تعمير
خودرواش را از يكي از دوستانش گرفته است. بعد از اظهارات اين زن، دوست او
به اداره پليس منتقل شد و در بازجوييها ادعاهاي مهين را تاييد كرد.
در همين حال، آثاري از خون نيز روي خودروي مهين پيدا شد كه ميتوانست رازگشاي اين جنايت باشد ولي متأسفانه تحقيقات آزمايشگاهي نتوانست اين آثار را تجزيه كند و به اين ترتيب مهين كه هيچ مدركي عليه او نبود بعد از 37 روز با سپردن وثيقه 35 ميليون توماني از زندان آزاد شد.
ادامه قتلها
2 سال از آزادي مهين گذشته بود كه او دومين جنايت خود را نيز مرتكب شد. ساعت 6 بعدازظهر 16 بهمن 87، ماموران پليس جسد زني را در يك جاده فرعي منتهي به مزارع كشاورزي كوران پيدا كردند كه بررسيها نشان ميداد بر اثر وارد آمدن فشار به عناصر حياتي گردنش به قتل رسيده است.
در آن زمان 2 نفر كه شاهد ماجرا بودند با مراجعه به پليس گفتند كه چند ساعت قبل از پيدا شدن جسد در آن منطقه خودروي رنويي را در آنجا ديده بودند كه 2 زن سرنشين آن بودند. بعد از اظهارات شاهدان، تحقيقات براي يافتن سرنخي از عامل جنايت ادامه يافت تا اينكه صبح 4 اسفند، پليس در جريان پيدا شدن جسد زن ديگري قرار گرفت.
لشگري افزود: بررسيها نشان ميداد كه اين زن به تنهايي در آپارتمان شخصياش زندگي ميكرد و مهين اين جنايت را چنان حرفهاي مرتكب شده بود كه پزشكي قانوني علت مرگ مقتول را حمله قلبي تشخيص داده بود.
به فاصله چند ماه بعد از دومين جنايت، اجساد 3 زن ديگر در نقاط مختلف قزوين پيدا شد و شكي براي پليس باقي نماند كه اين قتلها سريالي است.
معاون دادستان قزوين ادامه داد: بعد از پيدا شدن جسد پنجمين مقتول،
سرنخهايي از محل جنايت به دست آمد كه نشان ميداد قاتل سريالي داراي يك
خودروي رنو كرمرنگ است.
تحقيقات حاكي از آن بود كه اين زن بعد از
سوار كردن زنان ميانسال بهخودروي خود، آنها را با استفاده از آبميوه
مسموم بيهوش و بعد از به قتل رساندن طعمه هايش، طلاهاي آنها را سرقت
ميكرد.
با اين سرنخها، پليس توانست چند هفته بعد از پيدا شدن جسد آخرين مقتول، با ردگيري خودروي رنو، محل زندگي مهين را شناسايي و او را دستگير كند.
لشگري با اشاره به اينكه مهين به يكي از رابطان خود سفارش اسلحه با صدا خفه كن داده بود تا جنايات خود را با استفاده از اين اسلحه ادامه دهد، تاكيد كرد: خوشبخانه رابط اين زن براي او سلاح قلابي تهيه كرد و او نتوانست با اين اسلحه جنايتي مرتكب شود.
معاون دادستان قزوين با بيان اينكه اگر مهين دستگير نميشد، بدون شك به جنايتهايش ادامه ميداد، تاكيد كرد: اين زن بعد از دستگيري به 6 جنايت اعتراف و صحنه تمامي قتلها را نيز بازسازي كرد.
همچنين در اين پرونده چند متهم ديگر نيز مطرح هستند كه در زمينه خريد و فروش اموال مسروقه با مهين همكاري داشتند. لذا با اشاره به محتويات پرونده، اعترافات متهم و بازسازي صحنه جرم از دادگاه درخواست اشد مجازات را براي متهم دارم.
بعد از اظهارات نماينده دادستان، خانواده قربانيان بيگناه در جايگاه قرار گرفته و با بيان اينكه اقوام آنها تنها به خاطر طمع اين زن كشته شدهاند براي وي و ساير متهمان پرونده درخواست اشد مجازات كردند.
بعد از اينكه خانواده مقتولان با حضور در جايگاه براي قاتل سريالي درخواست قصاص كردند، حالا نوبت متهم بود كه با حضور در جايگاه به دفاع از خودش بپردازد.
در دادگاه
- اتهام شما مبني بر قتل 5 زن و يك مرد و سرقت طلاها و پولهاي آنها به شما تفهيم ميشود، چه دفاعي داريد؟
همه اين اتهامها را قبول دارم.
- درباره نخستين جنايت خود كه قتل مرد صاحبخانهتان بود، توضيح دهيد.
من در خانه مقتول مستاجر بودم. روز حادثه براي شستن لباسها به خانه مادرم رفته بودم. وقتي برگشتم، او را ديدم. به خاطر اختلافاتي كه از قبل داشتيم با او درگير شدم. ضربهاي به بينياش زدم. آنقدر عصباني بودم كه كنترلم را از دست دادم. بعد يك طناب از داخل كابينت برداشتم و دور گردنش انداختم.
10 دقيقه طناب را كشيدم تا اينكه متوجه شدم ديگر نفس نميكشد. بعد جسدش را داخل يك گوني قرار دادم و بعد از سرقت پول هايش به تعميرگاه رفتم و ماشينم را كه براي تعمير آنجا سپرده بودم، پس گرفتم. با عجله به خانه برگشتم. جسد مقتول را داخل ماشين گذاشتم و آن را نزديكي كانال آب كمربندي بردم و در آنجا رها كردم.
- چطور توانستي به تنهايي او را به قتل برساني و جسدش را حمل كني؟
آدم در آن شرايط هركاري از دستش بر ميآيد.
- چقدر از مقتول سرقت كردي؟
2 ميليون تومان.
- آن زمان كه دستگير شدي چرا اعتراف نكردي؟
سكوت.
- براي اين كار از همسرت كمك نخواستي؟
نه. او در جريان قتلهايي كه مرتكب شده بودم، نبود.
- پولهاي مقتول را چطور سرقت كردي؟
او يك گاوصندوق داشت. بعد از جنايت، همه جاي خانهاش را گشتم تا اينكه كليد گاوصندوق را زير فرش پيدا كردم. داخل گاوصندوق 2 ميليون تومان پول نقد بود.
- درباره دومين جنايت توضيح بده، آيا او را از قبل ميشناختي؟
او را توي آزمايشگاه ديدم. همانجا با هم آشنا شديم و وقتي ديدم با خودش طلا دارد تصميم گرفتم او را به قتل برسانم و طلاهايش را سرقت كنم.
- به چه دليل به آزمايشگاه رفته بودي؟
دنبال كسي بودم كه طلاي زيادي داشته باشد. ميخواستم از اين طريق مشكل ماليام را حل كنم.
- اما زماني كه اين زن را به قتل رساندي، طبق اظهارات خانوادهاش او پالتو به تن داشت و به سختي ميشد طلاهايش را ديد. پس چطور فهميدي كه طلاي زيادي همراه دارد؟
خانمها معمولا در مخفي نگهداشتن طلاهايشان زياد حساس نيستند و اين بزرگترين اشتباه آنهاست.
- چطور او را به قتل رساندي؟
از او خواستم سوار ماشينم شود تا برسانمش. بعد سانديس مسموم بهش تعارف كردم. چند دقيقه بعد از اينكه آن را سر كشيد، بيهوش شد. بعد خفهاش كردم و طلاهايش را دزديدم. جسدش را هم در جادهاي منتهي به مزارع منطقه كورانه رها كردم.
- طلاهاي سرقتي را چه كار كردي؟
به طلافروشيها فروختم.
- آنها بدون اينكه فاكتور بخواهند، طلاها را ميخريدند؟
بعضيها بدون فاكتور ميخريدند. اما وقتي بقيه گفتند كه فاكتور ميخواهند، به تهران رفتم و از همان كسي كه داروي بيهوشي را به من ميفروخت، يك دسته فاكتور جعلي خريدم. ليست طلاهاي مسروقه را در فاكتورهاي جعلي مينوشتم و به طلافروشها ميگفتم كه متعلق بهخودم يا خواهرم هستند. آنها هم طلاها را ميخريدند.
- همه طلاها را در قزوين ميفروختي؟
هم در قزوين و هم در تهران.
- انگيزه ات از اين قتلها چه بود؟
بهخاطر اينكه مشكل مالي شديدي داشتم دست به اين قتلها زدم تا بتوانم طلاهاي قربانيان را سرقت كنم.
- مشكل ماليات چه بود؟
مدتها قبل بهخاطر عمل جراحي دخترم ميخواستم وام بگيرم. از طريق آگهي روزنامهها با مردي آشنا شدم كه ميگفت ميتواند برايم 10 ميليون تومان وام بگيرد. اما گفت كه براي ضمانت بازپرداخت وام، به او چك بدهم. من هم تعدادي چك به او دادم اما اين مرد همه چكها را خرج كرد و بدون اينكه برايم وام تهيه كند، فرار كرد.
وقتي تاريخ چكها فرا رسيد، شاكيها به من فشار روحي ميآوردند. حتي ميگفتند كه حكم جلب مرا گرفتهاند. براي همين بود كه مجبور شدم دست به سرقت بزنم.
- اگر انگيزه ات فقط سرقت بود، چرا آنها را به قتل ميرساندي؟ بعضي از آنها تو را نميشناختند و بعد از بيهوش كردن آنها ميتوانستي بدون اينكه جنايتي مرتكب شوي، طلاهايشان را سرقت كني؟
درآن زمان نميدانستم چه كار ميكنم. فقط ميخواستم شناسايي نشوم و حالا هم شرمنده خانواده قربانيان هستم.
- سومين جنايت را چطور مرتكب شدي؟
مقتول از اقوام شوهرم بود. ميدانستم كه طلاهاي زيادي دارد. قبلا جاي نگهداري آنها را فهميده بودم. آن روز وقتي به خانه آنها رفتم تنها بود. ميخواست قرص هايش را بخورد. يك سانديس مسموم به او دادم و خواستم با سانديس قرص هايش را بخورد. وقتي بيهوش شد، او را خفه كردم و طلاهايش را دزديدم.
- چهارمين جنايت چطور رقم خورد ؟ درباره اين جنايت چه توضيحي داري؟
مقتول در كانون بازنشستگان كار ميكرد. وقتي براي انجام كارهاي اداري مربوط به بيمه به كانون رفته بودم او را ديدم و فهميدم كه مقدار زيادي طلا دارد. فرداي آن روز دوباره به كانون رفتم و وقتي داشت محل كارش را ترك ميكرد، گفتم كه ميخواهم او را به مقصد برسانم. او هم سوار شد و بعد از اينكه با سانديس مسموم وي را بيهوش كردم، خفه اش كردم و جسدش را در كاجهاي پارك فدك رها كردم.
- بقيه جنايتها را چطور مرتكب شدي؟
پنجمين كسي را كه به قتل رساندم، زني بود كه او را در امامزاده چهار انبياء ديدم. كمي با او حرف زدم و بعد گفتم كه ميخواهم تو را برسانم.
- اما منزل او با امامزاده خيلي فاصله نداشت و او ميتوانست به جاي اينكه سوار ماشين يك غريبه شود، با پاي پياده برگردد؟
من وقتي از او خواستم سوار ماشين شود، مخالفتي نكرد.
- در اين مسافت كوتاه چطور وقت كردي كه نقشهات را اجرا كني؟
به محض اينكه سوار ماشينم شد، به او سانديس مسموم تعارف كردم. بعد به بهانه اينكه كلاس درس دخترم بهزودي تمام ميشود، خواستم ازمسير ديگري او را به خانه اش برسانم تا سر راه دخترم را هم سوار كنيم.
وقتي به يك كوچه خلوت رسيديم به بهانه اينكه بايد منتظر دخترم بمانيم كمي توقف كردم تا اينكه دارو اثر كرد و او بيهوش شد. بعد از اينكه خفه اش كردم، حدود 2 ساعت در شهر چرخيدم تا بالاخره محل خلوتي را براي رها كردن جسدش پيدا كردم. بعد از سرقت طلاهاي مقتول، جسد او را در جوي آب شهرك مينودر رها كردم.
- طبق گفته پسر مقتول، او هميشه به همه ميگفته كه از افراد غريبه چيزي قبول نكنند، پس چطور خودش به راحتي از دست شما سانديس گرفته است؟
نمي دانم. شايد به من اعتماد پيدا كرده بود. من به قربانيانم ميگفتم كه مادرم شما خستهايد. اجازه دهيد برسانمتان. آنها هم به من اعتماد ميكردند.
- درباره آخرين جنايتي كه مرتكب شدي توضيح بده؟
اين مقتول را هم از نزديكي امامزاده سوار ماشين كردم. قبلا هم او را در امامزاده ديده بودم. مرا شناخت و وقتي گفتم ميخواهم شما را برسانم، به راحتي سوار ماشين شد. وقتي سانديس مسموم را سر كشيد، فكر كردم بيهوش شده. به خيابان شريعت مينودر رفتم. ناگهان بالا آورد. ترسيدم كه سم اثر نكرده باشد.
از ماشين پياده شدم و يك سنگ برداشتم. چند ضربه به سرش كوبيدم. وقتي مطمئن شدم كه ديگر نفس نميكشد، جسدش را بين 2 كاميون كه در آنجا پارك بودند، رها كردم و متواري شدم.
- از قتلها لذت ميبردي؟
بههيچوجه. آدم كشتن هيچ لذتي ندارد.
- پس چرا در خانه ات عكس بزرگي از صحنه شكار يك آهو توسط يك پلنگ را به ديوار چسبانده بودي؟
آن عكس يك هديه بود و هيچ علاقهاي به آن نداشتم.
همسرت در جريان قتلها بود؟
از هيچكدام آنها خبر نداشت. بعد از يكي از قتلها بود كه او متوجه ماجرا شد. خيلي ناراحت شد. ميخواست از من طلاق بگيرد. حتي براي گرفتن طلاق توافقي به دادگاه هم رفتيم. تا اينكه قبل از طلاق، يك شب ماموران ريختند داخل خانهام و مرا دستگير كردند.
باور كنيد من از قتلهايي كه مرتكب شدهام پشيمانم. من از خانوادههاي مقتولان شرمندهام از آنها ميخواهم حتي اگر مرا قصاص كردند، وقتي بالاي دار رفتم گناهم را ببخشند. من به خاطر كساني كه از من چك داشتند قاتل سريالي شدم و اي كاش اين قتلها را مرتكب نميشدم.
بعد از حرفهاي مهين، رئيس دادگاه ختم جلسه را اعلام و ادامه محاكمه را به جلسه ديگري در تاريخ 10 بهمن موكول كرد.
منبع: همشهری آنلاین
به اشتراک بگذارید
نظرات
آخرین مطالب
پربیننده ترین ها
جستجو
خبر نامه
نمایش مطالب در سایت شما
شما هم می توانید اخبار این صفحه را در وب سایت خودتان نمایش دهید.تنها کافیست کدی که در اختیارتان قرار می دهیم را در صفحه های وب سایتتان قرار دهید.کد این شاخه را بگیرید
شرکای ما
بزرگترین دایرکتوری وب سایت های ایران.
متخصص در توسعه نرم افزارهای مبتنی بر وب.
عرضه کننده کلیه خدمات وب شامل ثبت دامنه و میزبانی وب سایت با بالاترین کیفیت.
گرافیک، طراحی داخلی، و کلیه خدمات تبلیغات و چاپ.
در حال بارگذاری. لطفا صبر کنید ...