آخرین بروزرسانی : چهارشنبه 12 تیر 1387 - 09:09:10 ق.ظ.
مرتبه بازدید |
نظرات شما
| نسخه قابل چاپ |
این صفحه را برای دوستان خود بفرستید.
سير تكاملي دختر خانم ها در طول تاريخ
سال 1230
مرد: دختره خير نديده من تا نكشمت راحت نمي شم…
زن: آقا حالا يه غلطي كرد شما ببخشيد! نامحرم كه تو خونمون نبود. حالا اين بنده خدا يه بار بلند خنديد…!!!
مرد: بلند خنديده؟ اين اگه الان جلوشو نگيرم لابد پس فردا مي خواد بره بقالي ماست بخره. نخير نمي شه بايد بكشمش….
بالاخره با صحبتهاي زن، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهكارشو مي بخشه.
سال 1280
مرد: واسه من مي خواي بري درس بخوني؟
مي كشمت تا برات درس عبرت بشه. يه بار كه مُردي ديگه جرات نمي كني از اين حرفا بزني. تو غلط مي كني. تقصير من بود كه گذاشتم اين ضعيفه بهت قرآن خوندن ياد بده. حالا واسه من ميخواي درس بخوني؟؟؟
زن: آقا، آروم باشين. يه وقت قلبتون خداي نكرده مي گيره ها!
مرد (با نعره حمله مي كنه طرف دخترش): من بايد بكشمت. تا نكشمت آروم نمي شم. خودت بياي خودتو تسليم كني بدون درد مي كشمت…
بالاخره با صحبت هاي زن، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهكارشو مي بخشه.
سال1330
مرد: چي؟ دانشسرا (همون دانشگاه خودمون) حالا مي خواي بري دانشسرا؟ مي خواي سر منو زير ننگ بكني؟ فاسد شدي برا من؟؟ شيكمتو سورفه (سفره) مي كنم…
زن: آقا، ترو خدا خودتونو كنترل كنين. خدا نكرده يه وخ (وقت) سكته مي كنين آ…
مرد: چي مي گي ززززززن؟؟ من اگه اينو امشب نكوشم (نكشم) ديگه فردا نمي تونم جلوي اين فساد و بگيرم. يه دانشسرايي نشونت بدم كه خودت كيف كني…
بالاخره با صحبت هاي زن، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهكارشو مي بخشه.
سال1380
مرد: كجا؟ مي خواي با تكپوش (از اين مانتو آستين كوتاها كه نيم مترم پارچه نبردن و وقتي مي پوشيشون پستي بلندي پيدا مي كنن) و شلوارك (از اين شلوار ها كه خيلي كم پارچه اسراف مي كنن!) بري بيرون؟ مي كشمت. من… تو رو… مي كشم…
زن: اي آقا. چي كار به كارش داري. الان ديگه همه همينطورين (شما بخونيد اكثراً).
مرد: من… اين طوري نيستم. دختر لااقل يه كم اون شلوارو پائين تر بكش كه تا زانوتو بپوشونه. نه… نه… نمي خواد. بدتر شد. همون بالا ببنديش بهتره…
سال1400
زن: دخترم. حالا بابات يه غلطي كرد. تو اعصاب خودتو خراب نكن. لاك ناخنت مي پره. آروم باش عزيزم. رنگ موهات يه وقت كدر مي شه، بسشه ديگه مامي. باباتم قول مي ده ديگه از اين حرفا نزنه…
بالاخره با صحبت هاي زن، دخترخونه از خر شيطون پياده مي شه و باباي گناهكارشو مي بخشه!!