Shenidar.com

Section Front

خواندنی ها

آخرین بروزرسانی : پنجشنبه 21 تیر 1386 - 02:44:43 ب.ظ.
مرتبه بازدید | نظرات شما | نسخه قابل چاپ | این صفحه را برای دوستان خود بفرستید.


فوتبال به مثابه مبارزه زنان

در سال‌های اخیر، زنان ایرانی چند تجربه ارزشمند در زمینه فوتبال دارند. تشکیل تیم‌های فوتبال و فوتسال بانوان ایرانی از یک سو زنان را در زمین‌های بازی وارد کرده است و از سوی دیگر، تلاش‌های مدنی فعالان حقوق زنان موجب شده است تا در چند مورد آنها بتوانند تابوی حضور زنان را در استادیوم ملی آزادی که متعلق به همه ایرانیان است، بشکنند و در ورزشگاه حاضر شوند. گرچه این حضور بدون تلفات و به سادگی نبوده است. در این مقاله تلاش می‌کنم تاریخچه مبارزه زنان را در جهان فوتبال در دو جنبه مطرح کنم تا مشخص شود این تجربه جهانی است و زنان برای رسیدن به زمین‌های فوتبال و جایگاه‌های تماشاگران در تمامی نقاط دنیا مرارت و سختی کشیده‌اند.

اولین سؤال این است که آیا فوتبال از ابتدا ورزشی مردانه بوده است و دوم این که آیا زنان در ابتدا از استادیوم‌های فوتبال حذف شده بودند؟

پاسخ به هر دو سؤال بله است. اگر آغاز جام‌های جهانی را ملاکی برای جهانی شدن فوتبال بدانیم، می‌بینیم که جام جهانی مردان در سال 1930 آغاز می‌شود؛ در حالی که اولین دوره جام جهانی زنان در سال 1991 و 61 سال پس از آغاز جام جهانی مردان برگزار می‌شود. مسؤولان سال‌ها پس از آغاز جام جهانی به فکر برگزاری بخش زنان آن افتادند. این در حالی است که با وجود امکانات محدود برخی کشورها برای زنان در بازی فوتبال به خصوص در کشورهای اسلامی، مطابق برآورد فرهنگنامه اینترنتی ویکیپدیا تا سال 2010 تعداد زنان و مردان فوتبالیست یکسان خواهد شد (سایت اینترنتی ویکیپدیا – مدخل جام جهانی زنان).

در مورد ورود زنان به استادیوم از همان ابتدا مخالفت‌هایی صورت می‌گرفت که به عنوان شاهدی بر آن تنها به یک مورد بسنده می‌کنم و در ادامه تاریخچه بیشتر به آن خواهم پرداخت. گالئانو (1381) به لباس‌های اولیه فوتبال در آمریکای لاتین اشاره می‌کند که باید تمامی تن و بدن مردان را می‌پوشاند تا زنان آزرده‌خاطر نشوند (گالئانو، 1381: 47).

جالب اینجاست که در ورزش‌های فعلی با وجود حضور گستردة زنان، هنوز برخی از علاقه‌مندان و روزنامه‌نگاران با نگاه سنتی زیبایی‌پسندانه خود به زنان نگاه می‌کنند و از بحث در مورد مسائل فنی طفره می‌روند. مارتینا هینگس تنیسور شهیر با وجود چند قهرمانی در مسابقات گوناگون بیشتر برای چهرة زیبایش مورد توجه قرار دارد، یا آن که آنا .... تنیسور پرقدرت روس بیش از بازی زیبایش برای شکل باسنش مورد توجه عکاسان قرار دارد.

در نظام اداری مدیریت ورزش هم جایگاه زنان چندان مشخص نیست. در میان 167 عضو کمیتة ملی المپیک در دهة 1990 تنها شش زن دیده می‌شد. از 94 عضو کمیتة بین‌المللی المپیک هفت نفر زن بودند؛ این در حالی است که تا سال 1981 هیچ زنی به عضویت این کمیته در نیامده بود (صدر، 1379: 403). فوتبال هم تاریخی مشابه را در مورد زنان نشان می‌دهد.

مطابق اطلاعات سایت رسمی فوتبال ورزش‌هایی شبیه فوتبال در گذشته دور و در آسیای شرقی متداول بوده است. به عنوان مثال، چینی‌ها در دوره هون تلاش می‌کردند چیزی شبیه توپ و از جنس چرم را درون گودال بیندازند. اما فوتبال مدرن توسط دانشجویان بریتانیایی به جهان معرفی شد. در سال 1863، تلاش هایی در کمبریج صورت گرفت تا همه تیم ها از یک سری قوانین پیروی کنند. آنها قوانینی پیشنهاد دادند تا همگان به یک شکل این بازی را انجام دهند. در همین سال اتحادیه فوتبال انگلستان تأسیس شد. اسکاتلند در سال 1873 و ولز در سال 1875 اتحادیه های فوتبال خود را تأسیس کردند. پس از کشورهای بریتانیایی، هلند و دانمارک در سال 1889، زلاندنو در سال 1891 و آرژانتین در سال 1893 صاحب اتحادیه فوتبال می‌شوند (Gerhardt، بی‌تا).

تا اینجا فوتبال به هیچ وجه زنانه نبود. در نقاشی‌هایی که از دورة هان مانده است، زنانی تصویر شده‌اند که در حال بازی «تسو چو» هستند. در اروپای دورة قرون وسطی نیز زنان فوتبال بازی می‌کردند. زنان فرانسوی در قرن دوازدهم فوتبال را به عنوان یکی از بازی‌های فولکلور، بازی می‌کردند. در اسکاتلند هم شواهدی مبتنی بر محبوبیت ورزش فوتبال (یا چیزی شبیه آنچه ما امروز فوتبال می‌نامیم) وجود دارد. اما اولین بازی مدرن فوتبال بین زنان پس از تصویب قوانین جدید، در سال 1895 برگزار شد (سایت اینترنتی ویکی‌پدیا).
در روز 23 مارس 1895 فلورانس دیکسی مسابقه‌ای بین زنان جنوب و شمال انگلستان ترتیب داد که طی آن شمالی‌ها هفت بر یک پیروز شدند، اما به زودی زنان اولین محدودیت علیه خود را تجربه کردند؛ طی قانونی در سال 1892، اتحادیة فوتبال انگلستان حضور مختلط زنان و مردان در تیم‌های فوتبال را ممنوع کرد و اکنون پس از گذشت بیش از یک قرن هنوز قانون در مسابقات رسمی نقض نشده است.
نقطة اوج جنبش زنان قرن نوزدهم در فوتبال به سال 1894 بازمی‌گردد که نتی هانی‌بال «کلوپ فوتبال زنان بریتانیایی» را تأسیس کرد. او می‌گوید: «من اتحادیه را تأسیس کردم تا نشان دهم که زنان موجودات تزیینی و بیمصرفی نیستند که مردان تصویر می‌کنند. باید اعتراف کنم [...] به امید روزی هستم که زنان وارد مجلس شوند و در مورد مسائل به خصوص مواردی که به آنان مربوط است، اظهار نظر کنند». (سایت اینترنتی ویکی‌پدیا – مدخل فوتبال زنان). هانی‌بال راه را برای گسترش فوتبال زنان فراهم کرد، ولی عدم توجه اتحادیة فوتبال به زنان نشان از پنداشت مردانه از فوتبال داشت.
جنگ جهانی اول، دورة شکوفایی فوتبال زنان به شمار می‌رود. در این دوره، با توجه به حضور مردان در جبهه‌های جنگ زنان بیش از گذشته در فوتبال جهان حاضر شدند و با سامان‌دهی مسابقات کارگری در کارخانه‌ها توانستند شایستگی‌های خود را نشان دهند. همان طور که در مورد نیروی کاری دیده می‌شد که توجه به زنان در زمان جنگ با توجه به نیاز کارخانه‌ها افزایش یافت و پس از آن با بازگشت مردان، نیروی کار گرایش به مردانه شدن داشت، زنان فوتبالیست هم رویدادی مشابه را تجربه کردند. بهترین نمود آن ظهور و افول تیم معروف دیک‌کرز لیدیز بود.
در سال 1917، زنان کارگر کارخانة دیک‌کرز در شهر پرستون تیمی تشکیل دادند که در زمان خود شهرت فراوانی بدست آورد. تمامی عواید بازی‌های این تیم صرف امور خیریه می‌شد. در دسامبر 1917، برای بازی این تیم با تیم اروندل کولتهارد فاندری حدود ده هزار نفر به ورزشگاه آمدند. بانوان دیک‌کرز با توجه به بانوان دیک کرز استقبال مردم درآمدهای فراوانی برای امور خیریه بدست آوردند. از همان زمان، مخالفت‌هایی علیه آنها شکل گرفت. بار دیگر این مسأله مطرح شد که زن از لحاظ فیزیکی تحمل فشار جسمی و ذهنی را ندارد و عده‌ای به مدیران و بازیکنان تیم دیک‌کرز حمله کردند. در نشریه‌ای اشاره شد که برخی از نزدیکان زنان آنها را به دلیل بازی در ملأ عام، تحریم کرده‌اند. با وجود این مشکلات زنان به بازی در ورزشگاه‌ها ادامه می‌دادند و با این کار یکی از تابوهای عهد ویکتوریایی را می‌شکستند (صدر، 1379: 404).

بانوان دیک‌کرز در آوریل 1920 اولین بازی‌های بین‌المللی زنان را با تیم‌های پاریسی و پس از آن اسکاتلندی برگزار کردند. در بازی با اسکاتلندی‌ها آنها توانستند رکوردی بی‌نظیر به جا بگذارند و حریف خود را 22 بر صفر شکست دادند. به همین دلیل، در سال 1921 هنگامی که به اسکاتلند بازگشتند توانستند در 5 بازی هفتاد هزار نفر را به استادیوم‌ها بکشانند (سایت اینترنتی ویکی‌پدیا – مدخل فوتبال زنان). در این دوره، تیم‌های محبوب دیگری نیز در فوتبال زنان جزیره حضور داشتند که می‌توان به منچستر کورین‌تیانس اشاره کرد (سایت بی‌بی‌سی). نقطة اوج فوتبال زنان به بازی دیک‌کرز و سنت‌هلن بازمی‌گردد که در ورزشگاه گودیسون پارک اورتون پنجاه و سه هزار نفر بازی را تماشا کردند. اما در سال 1921 طبق قانون اتحادیة فوتبال انگلستان فوتبال به دلیل خطرناک بودن برای جسم زنان ممنوع اعلام شد.
در مورد این ممنوعیت مباحث زیادی مطرح شده است. برخی معتقدند که ریشة چنین ممنوعیتی گرایش مردان به بازگرداندن زنان به خانه‌ها بود. مردان تلاش می‌کردند فعالیت‌های اجتماعی زنان را به حداقل برسانند. برخی موارد دیگر، تلاش‌های فرامتنی برای بی‌اعتبار کردن فوتبال زنان بود. برخی ادعا می‌کردند که پول‌های دریافتی در مؤسسات خیریه هزینه نمی‌شود و همچنین ارتشا وارد فوتبال زنان شده است. همان طور که حمیدرضا صدر توضیح می‌دهد فوتبال زنان مورد حمله مردسالارها، سنت‌گراها، شوونیست‌ها و متخصصان پزشکی قرار گرفت (صدر، 1379: 404-405).

این محدودیت تا حدی فوتبال زنان را به حاشیه برد، اما دوستداران واقعای فوتبال از پای ننشستند و به بازی فوتبال در اماکنی که تحت سرپرستی اتحادیة فوتبال انگلستان نبود پرداختند. در روزهای یکشنبه تعداد زیادی از زنان را می‌شد دید که در زمین‌های کریکت، بیس‌بال و راگبی فوتبال بازی می‌کنند. علاوه بر این، تدوین قوانین محدودکننده موجب شد تا «اتحادیة فوتبال بانوان انگلستان» شکل بگیرد که مسابقات فوتبال زنان را در پارک‌ها و زمین‌های راگبی برگزار می‌کرد (سایت اینترنتی ویکیپدیا – مدخل زنان و فوتبال). [در متن بانوان را معادل لیدیز – جمع لیدی – قرار داده‌ام و زنان را معادل ویمن – جمع وُمَن – تا تمایز آن دو مشخص شود. ترجیح این بود که از حروف لاتین استفاده کنم، اما چون معمولاً ترکیب هم‌زمان حروف انگلیسی و لاتین در هنگام نمایش صفحه‌های اینترنتی مشکلاتی به وجود می‌آورد، در این متن از این کار پرهیز کرده‌ام]
گرچه دهة 1920 دهة افول فوتبال زنان در بریتانیا بود، اما در فرانسه خانم میا برای اولین بار اتحادیة فوتبال زنان فرانسه را تأسیس کرد. وی بر این باور بود که فوتبال زنان با مردان متفاوت است و نباید این دو را با یکدیگر همسان پنداشت. زنان باید مسابقات و بازی خود را خلق کنند و نباید در پی بردن مردان باشند. دیدار دوستانة زنان فرانسوی و انگلیسی، بیست و پنج هزار نفر را به ورزشگاه کشاند.
در دهة 1950، تعداد 30 تیم فوتبال زنان در نقاط مختلف انگلستان دیده می‌شد. برخی از تیم‌های قدیمی و ریشه‌دار انگلستان در این دوره برای برگزاری بازی‌های دوستانه به خارج از انگلستان سفر کردند و بازی‌هایی در اقصی‌نقاط جهان انجام دادند. به عنوان مثال، تیم منچستر کورینتیانس به جامائیکا، ایتالیا و آمریکای لاتین سفر کرد (صدر، 1379: 405).
همان طور که حضور مردان در جنگ جهانی اول فوتبال زنان را متحول کرد، قهرمانی کشور مُبدع فوتبال مدرن – انگلستان – در جام جهانی خانگی 1966 فوتبال زنان را وارد مرحلة تازه‌ای کرد. شور و شوق جدیدی در جزیره برای برای بازی فوتبال به وجود آمد و تیم‌های جدید در همه جای انگلستان متولد شدند. طبق اطلاعات سایت بی‌بی‌سی، آرتور هابز در سال 1967 «تورنومنت دیل» را برای فوتبال بانوان سر و سامان داد (بی‌بی‌سی). در سال 1969 اتحادیة فوتبال بانوان تشکیل شد که بعدها نامش به اتحادیة فوتبال زنان [با حروف اختصاری دبلیو اِف اِی] تغییر کرد. نکتة جالب این که نگاه سنتی به زنان ترجیح می‌داد تا واژة بانوان را برای ورزش‌هایی که از نظر مردسالاران و سنت‌گرایان موقرتر و سنگین‌تر است، نگاه دارد و برای ورزش‌های مردانه واژة زنان را بکار ببرد.
44 باشگاه به عضویت اتحادیة فوتبال زنان درآمدند که به شکلی طعنه‌آمیز آرتور هابز یعنی یک مرد ریاست آن را به عهده گرفت (سایت اتحادیة فوتبال انگلستان)، البته حمیدرضا صدر تعداد این اعضا را 46 اعلام می‌کند که تا سال 1972 به 182 تیم رسید.
دهة 1960، دهة مبارزات اجتماعی گروه‌های تحت ستم متفاوت برای دستیابی به آزادی‌های گوناگون بود. سیاه‌پوستان آمریکایی به راهبری مارتین لوتر کینگ و مالکوم ایکس علیه کوکلاس کلان‌ها و همة نژادپرستان مبارزه می‌کردند، آنارشیست‌ها به جنگ فشارها و سلسله‌مراتب اجتماعی می‌رفتند و فمینیست‌ها حقوق انسانی گم‌شدة زنان را در طول تاریخ جستجو می‌کردند. به همین دلیل، فوتبال هم به عنوان پدیده‌ای اجتماعی مورد توجه فمینست‌ها قرار گرفت و نحله‌های فکری گوناگون به اَشکال گوناگون در مورد آن اظهار نظر کردند. فمینیست‌های لیبرال حقوق برابر برای زن و مرد در جامعه می‌خواستند. فمینیست‌های رادیکال می‌خواستند که ساختارهای مردسالار جامعه را متحول کنند و فمینیست‌های کمونیست در پی ایجاد جامعة آرمانی بدون طبقه بودند که زنان و مردان را برابر می‌کند. بدین ترتیب گرایش‌های متفاوت فمینیستی در مورد فوتبال مواضعی متفاوت گرفتند. لیبرال‌ها خواستار حقوق مساوی برای زنان در بازی فوتبال بودند. رادیکال‌ها می‌خواستند نشان دهند که زنان چیزی از مردان کم ندارند و این ساختار است که نابرابری را به وجود می‌آورد. برخی از فمینیست‌های نسل دوم هم فوتبال را به عنوان ورزشی کاملاً مردانه طرد کردند. برای آشنایی بیشتر با نگاه روانکاوانه به فوتبال به مقالة ارزشمند استاد بزرگوارم امیرپویان شیوا در سایت راز مراجعه کنید

بدین ترتیب وارد دهة 1970 می‌شویم. در سال 1970 اولین جام جهانی غیررسمی زنان برگزار شد. در همین سال ایتالیا اولین کشوری شد که زنان فوتبالیست حرفه‌ای را معرفی کرد. البته فوتبال شغل نیمه‌وقت این زنان بود. برای آغاز اولین لیگ تمام‌حرفه‌ای فوتبال زنان باید تا سال 1992 صبر می‌کردیم تا ایالات متحده صاحب اولین لیگ حرفه‌ای زنان شود. پیش از آمریکا، ژاپنی‌ها لیگی نیمه‌حرفه‌ای برای زنان برگزار می‌کردند (بی‌بی‌سی). مهم‌ترین خبر برای زنان انگلیسی لغو ممنوعیت بازی فوتبال برای زنان در سال 1971 بود. در این سال ممنوعیت سال 1921 برداشته شد و زنان بار دیگر به استادیوم‌های فوتبال بازگشتند. بدین ترتیب، اولین دورة مسابقات اتحادیة فوتبال زنان با قهرمانی ساوت‌همپتون به پایان رسید . در بازی پایانیع این تیم موفق شد تا استوارتون را در ورزشگاه خانگی تیم کریستال پالاس در لندن چهار بر یک شکست دهد (سایت اتحادیة فوتبال انگلستان). علاوه بر این، در یک رأی‌گیری تاریخی اتحادیة فوتبال اروپا (یوفا) با 31 رأی موافق در مقابل تنها یک رأی مخالف – اسکاتلند – پذیرفت که فوتبال زنان به عنوان شاخه‌ای از فوتبال باید زیر نظر این سازمان اداره شود.
در سال 1972، اولین تیم ملی فوتبال زنان انگلستان شکل گرفت و در اولین بازی بین‌المللی خود، درست زنان انگلیسی پیش از بازی با اسکاتلند پس از گذشت صد سال از اولین بازی بین‌المللی مردان، دوباره زنان انگلستان و اسکاتلند به مصاف یکدیگر رفتند که این بار انگلستان سه بر دو پیروز شد. عکس روبه‌رو بازیکنان تیم زنان انگلستان در آن بازی را نشان می‌دهد.

در سال 1872، اتحادیة فوتبال انگلستان «اتحادیة فوتبال زنان» را به عنوان مسؤول تنظیم و ادارة امور فوتبال زنان پذیرفت. کار مهم اتحادیه فوتبال زنان انگلستان در این دوره، ثبت‌نام داوران زن بود. این موضوع تا هنگامی که اتحادیة فوتبال بطور رسمی زنان را به عنوان داور قبول کرد ادامه یافت (سایت اتحادیة فوتبال انگلستان).
مکزیک در سال 1971 میزبان دومین جام جهانی غیررسمی زنان بود. تیم در دو گروه سه تیمی بازی‌های را آغاز کردند: گروه 1 متشکل از مکزیک، آرژانتین، انگلستان و گروه 2 شامل دانمارک، فرانسه و ایتالیا. مسابقات محلی برای نمایش جنسی همراه با آمیزه‌ای از موسیقی، رقص و تجارت بود . دروازه‌ها به رنگ صورتی درآمد و از برخی از تیم‌ها خواسته شد تا بازیکنان را با لباس‌هایی چسبان به زمین بفرستند (صدر، 1379: 407). اما بازی‌ها چندان هم بی‌خشونت برگزار نشد. بازی نیمه‌نهایی مکزیک – ایتالیا چندین بار به وسیلة داور مرد فرانسوی – استفان ترز – به دلیل خشونت بسیار زیاد متوقف شد. هنگامی که داور مسابقه دومین پنالتی را برای تیم مکزیک گرفت، بازیکنان برای لحظاتی با یکدیگر زد و خورد کردند. در نهایت، مکزیک بازی را دو بر یک برد، اما در فینال مغلوب دانمارکی‌ها شد.
در انگلستان هم نگاه مردانه به زنان بازی‌های فوتبال را آلوده کرده بود. در دیداری که در فوریه 1971 در لندن برگزار می‌شد جمله‌ای به چشم می‌خورد که بسیاری از زنان را خشمگین می‌کرد: «زیباترین بازیکن فوتبال جهان». زنان ورزشکاربه این جمله اعتراض کردند. پارتیشیا گریگوری- یکی از مدیران اتحادیة فوتبال زنان انگلستان در این مورد گفت: «... من می توانم به تماشای فوتبال مردان بروم، و فقط فوتبال تماشا کنم. اما وقتی کردی به تماشای دیدارهای ما پا به استادیوم می‌گذارد، برای چشم‌چرانی می‌آید، نه فوتبال» (گریگوری به نقل از صدر، 1379: 408).
در سال 1978، جریان ترزا بنت سؤالی قدیمی را مطرح کرد. همواره این سؤال مطرح بود که آیا تیم‌های مختلط فوتبال در دورة مدرسه مجاز است یا خیر؟ ترزا بنت 11 ساله بسیار بهتر از پسرهای هم‌کلاسی‌اش فوتبال بازی می‌کرد و در تیم مدرسه‌اش انتخاب شد. دادگاه محلی اجازه داد که بنت در تیم مدرسه بازی کند، ولی با ارجاع به دادگاه عالی رأی تغییر داده شد و جدایی بازیکنان در زمین فوتبال در همه رده‌های سنی الزامی شد. پیش از این رز رایلی هم به همین دلیل نتوانسته بود در تیم مدرسه‌اش بازی کند.
در دهة 1980، اروپایی‌ها که پیشرو توجه به حقوق زنان بودند و جنبش‌های اجتماعی زیادی در آنجا شکل گرفته بود، تجربه‌های جدیدی در فوتبال زنان بدست آوردند. در سال 1982، یوفا بخش زنان خود را برای برگزاری مسابقات قهرمانی اروپا راه اندازی کرد. اولین باز مسابقات قهرمانی زنان اروپا (یورو ویمِن) در سال 1984 برگزار شد که با قهرمانی سوئد پایان یافت. پس از آن، هر سه سال این مسابقات برگزار می‌شود که آلمان با شش قهرمانی، رکوردی دست‌نیافتنی دارد (سایت اینترنتی ویکیپدیا – مدخل زنان و فوتبال).
در سال 1983، اتحادیة فوتبال انگلستان مقامی معادل اتحادیه‌های استانی برای اتحادیة فوتبال زنان قائل شد و بدین ترتیب اهمیت و قدرت این اتحادیه افزایش یافت. در سایر کشورهای اروپای غربی فوتبال رشد خیره‌کننده‌ای داشت. در سال 1988، 82 درصد مدارس انگستان خواهان ایجاد تیم‌های فوتبال دختران شدند. در فوریه سال 1989، کیم جرج – معلم ریاضی 28 ساله – اولین داور زنی شد که یک مسابقة جام حذفی را در انگستان قضاوت کرد. بعدها آلمان و ایتالیا حضور داورهای زن را در مسابقات رسمی مردان تجربه کردند. مطابق اطلاعات سایت اینترنتی شنیدار ، «آنا دی‌تونی» اولین داور زنی است که در لیگ حرفه‌ای ایتالیا سوت می‌زند. وی که پزشکی پادوایی است و در آن مان 28 سال داشت، دیدار دو تیم آلتو آدیگه و لچو از دستة چهارم ایتالیا را قضاوت کرد. پیش از وی و در سال 1999، «کارولینا موراسه» با مربی‌گری تیم ویتریسه نخستین مربی زن یک تیم فوتبال حرفه‌ای مردان شد. «کریستینا سینی» در سال 2002، اولین کمک‌داور زنی شد که در دستة اول لیگ ایتالیا داور را هم‌راهی می‌کند (سایت اینترنتی شنیدار ، 1384).
در 29 می 1985، یکی از فجایع فوتبال در ورزشگاه هیسل بروکسل در بلژیک اتفاق افتاد. پیش از آغاز دیدار پایانی جام باشگاه‌های اروپا بین دو تیم لیورپول و یوونتوس، بر اثر درگیری طرفداران دو تیم انگلیسی و ایتالیایی 39 نفر کشته شدند. یوفا انگلیسی‌ها را مقصر دانست و آنها را برای پنج سال از حضور در مسابقات باشگاهی اروپایی محروم کرد. دولت مارگارت تاچر به دنبال تحلیل علل حضور هولیگان‌ها (اوباش فوتبال) در استادیوم‌ها بود. نتایج تحقیقات این بود که مردان کارگر مست در ورزشگاه‌ها دست به خشونت می‌زنند و باید با آنها مقابله کرد. یکی از راه‌کارهای پیشنهادی افزایش حضور زنان در استادیوم‌ها بود. امروزه 10 تا 15 درصد تماشاگران ورزشگاه‌های فوتبال را زنان تشکیل می‌دهند. همچنین تسهیلات ویژه‌ای برای خانواده‌ها ارائه شده است. اما می‌توان به این موضوع اشاره کرد که علاوه بر افزایش زنان در استادیوم‌ها، دولت تاچر با گران کردن بلیت‌ها امکان حضور کارگران کم‌درآمد را در ورزشگاه‌ها کاهش داد. بدین ترتیب، همچنان که برخی از چپ‌ها اشاره کرده‌اند فوتبال ورزشی بورژوایی؛ یعنی ورزشی متعلق به طبقة متوسط شده است. البته این موضوع که فوتبال ورزشی بورژوایی تلقی شود، در گذشته هم دیده شده بود. در ابتدای تاریخ فوتبال مدرن، چپ‌ها فوتبال را پدیده‌ای می‌‌دانستند که موجب می‌شود طبقة کارگر سرگرم آن شود و رسالت تاریخی خود را فراموش کند. همچنین کارگران به جای اعمال خشونت علیه سرمایه‌داری در زمین‌های فوتبال خود را تخلیه می‌کنند (ر. ک. گالئانو، 1381).
در دهة 1990، فوتبال زنان رشد چشم‌گیری داشت. در سال 1994، از 12940 نفری که گواهینامه‌ها، مدارک و جوائز اتحادیة فوتبال انگلستان را گرفتند، 2159 نفر زن بودند. مطابق آمار سایت اینترنتی بی‌بی‌سی، امروزه بیش از 100000 زن دارای مدرک فوتبال در انگلستان وجود دارد (بی‌بی‌سی). انگلستان در سال 1991 اولین لیگ زنان خود را راه‌اندازی کرد و در سال 1993 اتحادیة فوتبال انگلستان برای زنان کمیته‌ای در نظر گرفت که بتواند مسائل مرتبط با فوتبال زنان را مدیریت و پیگیری کند. از آن سال یک مدیر [هماهنگ‌کننده] مسؤولیت ادارة این کمیته را بر عهده دارد (سایت اتحادیة فوتبال انگلستان). هم‌اکنون تقریباً تمامی کشورهای اروپایی، آمریکایی، استرالیایی و برخی از کشورهای آسیایی لیگ فوتبال زنان خود را برگزار می‌کنند.
با وجود این پیشرفت‌ها، طعنه زدن به بازی زنان همچنان ادامه دارد. یکی از نویسندگان وقتی می‌خواست در مورد کیفیت بالای جام حذفی زنان در سال 1995 اظهار نظر کند، نوشت: «این که فوتبال زنان نیست، فوتبال واقعی است». آرچی مک‌فرسون – مفسر تلویزیونی – وقتی خواست استفاده بیش از حد از وزشگاه ویمبلی را مورد اعتراض قرار دهد، گفت: «کار به جایی رسید است که زنان هم راهشان را می‌کشند و می‌آیند تا در ویمبلی بازی کنند». حتی در سال‌های اخیر هم فوتبال زنان در کشورهای کمتر توسعه‌یافته با نگاه مردانه اداره می‌شود. در سال 2003 قرار بود که لیگ فوتبال حرفه‌ای زنان ترکیه آغاز شود، اما پس از مدتی به دلیل «سازمان‌دهی نامناسب» و «برخی اتفاقات ناپسند بین بازیکنان و مربیان» تعطیل شد و در سال 2005 مجدداً راه‌اندازی شد. در میان کشورهای اروپایی تنها ترکیه و آلبانی لیگ حرفه‌ای زنان ندارند (right truth).
مهم‌ترین رویداد دهة 1990 برای فوتبال زنان، آغاز جام جهانی زنان بود. فیفا اولین جام جهانی زنان را در سال 1991؛ یعنی 61 سال پس از جام جهانی مردان، در کشور چین با حضور 12 تیم برگزار کرد. ایالات متحده قهرمان آن دوره و نروژ نائب‌قهرمان شد. پس از آن هر چهار سال یک بار جام جهانی زنان برگزار می‌شود که در سال 1995 در کشور سوئد نروژی‌ها جام قهرمانی را به خانه بردند. در سال 1999، آمریکای میزبان چینی‌ها را در ضربات پنالتی شکست داد تا قهرمان شود. در سال 2003 که مسابقات به دلیل بیماری سارس در چین برگزار نشد و مجدداً میزبانی به آمریکایی‌ها واگذار شد، آلمانی‌ها قهرمان شدند تا ناکامی تیم‌شان در فینال جام جهانی 2002 را جبران کنند. جام جهانی آینده در سال 2007 در چین برگزار خواهد شد (سایت اینترنتی ویکیپدیا – مدخل جام جهانی زنان).
فوتبال رده‌های سنی پایین‌تر از بزرگسالان در دهة اخیر راه‌اندازی شده است. در سال 2002، کانادا میزبان اولین دورة جام جهانی زنان در ردة سنی زیر 19 سال بود. در آن دوره ایالات متحده کانادا را در بازی پایانی برد و قهرمان شد. دورة دوم در سال 2004 در تایلند با قهرمانی آلمان به پایان رسید. در سال 2006 در روسیه ردة سنی بازیکنان به زیر 20 سال افزایش یافت و در عین ناباوری کره شمالی قهرمان شد. فیفا اولین دورة قهرمانی جهان در ردة زیر 17 سال را در سال 2008 در زلاند نو برگزار می‌کند (سایت اینترنتی ویکیپدیا – مدخل زنان و فوتبال).
برندی در حال در آوردن پیراهن قهرمانی کرة شمالی در جام 2006 نوید حضور تیم‌های جدیدی در عرصة فوتبال زنان را می‌داد. بسیاری از کشورها فوتبال زنان را به رسمیت شناختند و برای آنها هویتی مستقل قائل شدند. در کشوری مانند آمریکا فوتبال زنان محبوب‌تر از فوتبال مردان است و تعداد بازیکنان زن در حال گذر از مردان است. کشورهای اسلامی که همواره به دلیل پوشش‌های کم رشته‌های ورزشی بیش از گذشته به فوتبال توجه کردند و در کشورهایی مانند ایران، اردن و لبنان تیم‌های ملی زنان تشکیل شده است. گرچه استفادة ابزاری از این تیم‌ها برای نمایش آزادی زنان متداول است، اما به هر حال به زنان برای حضور در عرصه‌های بین‌المللی فوتبال کمک کرده است.
اما برای من به عنوان فردی علاقه‌مند به نمادها و نشانه‌شناسی که اعتقاد دارم نشانه‌شناسی می‌تواند روش شناخت پدیده‌ها باشد، مهم‌ترین نماد در فوتبال زنان در 10 جولای 1999 در ورزشگاه رُزبول پاسادِنای کالیفرنیا اتفاق افتاد. در این روز، براندی چَستِین بازیکن تیم ملی زنان آمریکا پس از آن که پنالتی پنجم تیمش را در مقابل چین به ثمر رساند و سند قهرمانی آمریکا در جام جهانی را امضاء کرد، به سمت میانة چمن حرکت کرد و پیراهن ورزشی‌اش را از تنش بیرون آورد. عکس مقابل وی را در حال در آوردن پیراهنش نشان می‌دهد و عکس پایین وی را در حال خوشحالی پس از آن نشان می‌دهد.

او با این کار تقابل جالبی را نشان داد: عضلات ورزیده و سینه‌بند زنانه در یک تصویر. تا کنون معمولاً برندی عضلات ورزیده و ورزشکاری متعلق به مردان و نشانة مردانگی بود و در مقابل سینه‌بند نماد زنانگی است. براندی چستین هم‌زمان اندام زنانه و اندام ورزشکاری خود را نمایش داد و این یک نشانه برای ظهور زنان ورزشکار و پذیرش جمعی آن در آخرین سال قرن بیستم بود. البته همان طور که چستین خود می‌گوید به هیچ وجه قصد نمایش چنین تقابلی را نداشت و تنها می‌خواست که خوشحالی خود را نشان دهد.

با این کار براندی چستین تا مدتی خبر ویژه کانال‌های مختلف شد و پیشنهاد جالبی دریافت کرد. از جمله کمپانی نایکی قرارداد سودآوری با او امضا کرد. همچنین مجلة نمایشی جنسی ویژه مردان پلی‌بوی پیشنهاد چند عکس به او داد که براندی نپذیرفت. عکس‌های دیگری برای تبلیغات از وی گرفته شد که در بسیاری از آنها برهنه است. برای دیدن یکی از عکس‌های تبلیغاتی وی می‌توانید به این آدرس مراجعه کنید.

http://www.cvsasoccer.org/images/Brandi!.jpg

به هر حال آنچه بیان شد، جایگاه ورزش در جوامع را نشان می‌داد. جوامعی که مردسالار هستند و ورزش به عنوان آیینة تمام‌نمای جامعه وضعیت زنان در جامعه را نشان می‌دهد. ورزش بیش از پدیده‌های دیگر ب&#