آخرین بروزرسانی : دوشنبه 15 مرداد 1386 - 09:21:41 ب.ظ.
مرتبه بازدید |
نظرات شما
| نسخه قابل چاپ |
این صفحه را برای دوستان خود بفرستید.
خانم ها و آقایان ؛ حتما می دانید.
ـ « واقعا ً که ! تو یک ذره اگر به من توجه می کردی، من هیچ وقت از دستت ناراحت نمیشدم! »
ـ « عزیزم! من که به شما گفتم امروز کلی گرفتارم بودم. تمام روز مشغول چک کردن فایلهای کامپیوتر شرکت بودم.»
ـ « یعنی تو حتا 3 دقیقه وقت نداشتی که به من یک زنگ بزنی؟ مدام پشت کامپیوترت بودی؟ »
ـ « چرا عزیزم. خیلی بیشتر از 3 دقیقه هم بیکار بودم. ولی همهی هوش و حواسم به این بود که چه طور فایلها را طبقهبندی کنم.»
ـ « من نمیفهمم!... برایام قابل درک نیست. کامپیوترت از من مهمتر است.»
...
واین بحث، ادامه دارد.
***
به خداوند قادر متعال سوگند، و به همهی مقدسات عالم، که ما آقایان مغزمان فقط « یک بُعد » دارد. ما نمیتوانیم در آن واحد با چند نفر حرف بزنیم، چندکار را با هم انجام دهیم یا به چند چیز مختلف، همزمان فکر کنیم.
وقتی ما آقایان بیچارهی نگون بخت حتا داریم دربارهی یک چیز بسیار ساده [ مثل انتخاب یک سی دی موسیقی از بین سی دیهای دیگر ] فکر میکنیم، اصلا و ابدا نمیتوانیم چیز دیگری را در مغزمان، تجزیه و تحلیل نماییم.
.
خانمها اکثرا در ماشین، با همسرانشان دعوا دارند که چرا ساکتی ؟ چرا حرف نمیزنی؟ چرا اخمهایات در هم رفته؟
دوست دختر و دوست پسرها اغلب با هم جرو بحث دارند که چرا زمان مسابقهی « ماداگاسکار» با « کاستاریکا»، پسرک، تمام هوش و حواسش به نتیجهی مسابقه است و با دوستش هیچ حرفی نمیزند.
.
خانمها همیشه شاکیاند که چرا آقایان وقتی دارند چیزی را تعمیر میکنند، به هیچ سوآلی، جواب نمیدهند. و از این نوع کدورتها، الی غیرالنهایه.
.
از آن طرف هم مردها یک جور دیگر از خانمها ناراحت میشوند. آنها مدام شکایت میکنند که « وقتی دارم با تو حرف میزنم! به من نگاه کن!» یا « دارم با تو حرف میزنم! چرا داری آرایش میکنی؟ حواست کجاست؟ »
این هم مشکل ما آقایان است. چون درک نمیکنیم که واقعا خانمها میتوانند در یک لحظه هم تلویزیون ببینند، هم با تلفن حرف بزنند، هم به بچهشان دیکته بگویاند و هم غرغرهای آقای منزل را گوش دهند.
.
این دوتفاوت بنیادی را همهمان ممکن است بدانیم. ولی همین دوتفاوت، باعث به وجود آمدن یک اختلاف خیلی گندهتر و بدتر میشود که حاصل از نداشتن آگاهی کافی به « کدهای جنسیتی » است.
چه اختلافی؟
اختلاف از آنجا شروع میشود که
« مردها وقتی دارند فکر میکنند، ابراز علاقه یادشان میرود!!»
.
باور کنید مردها همیشه به یاد زنی که دوستش دارند، هستند. ولی ممکن است این یادآوری فقط روزی یک بار اتفاق بیافتد. آن هم در بهترین شرایطی که هیچ چیزی مغزشان را به خودش مشغول نکرده باشد.
فرض کنید من [ به عنوان نمایندهی جامعهی مردان نگون بخت ایرانی ] امروز گیر دادهام به آنتن ماهواره و میخواهم الا و بلا شبکهی « یورو اسپرت » را بگیرم.
دوست دختر یا همسر گرامی هم همان روز [ از قضای روزگار ] گیرندههای عشقولانهاش شدیدا فعال شده و هی میخواهد از من نگونبخت، پالس بگیرد.
من، تمام طول روز را تا شب، فقط دارم جهت آنتن و کابل و ال ان بی و این اراجیف را سر هم میکنم که آخر شب، مسابقهی تیمهای « غازقلنگ آباد » را با « سَرولایت سُفلا » سر کیف، تماشا کنم.[ سفلا همین طوری درست است . مثل حتا / عیسا / موسا ]
خانم گرامی هم، راه به راه میآید و میرود و تکه میاندازد:
« تمام نشد ؟ »، « حالا چی می خواهی ببینی؟ »، « اینهمه مسابقهاش مهم است؟»، « راستی خواهرت زنگ زد گفت امشب برویم باغ »، « این لباس تازهی من را دیدی؟ »، و خلاصه آن چه که در عالم و آدم سوآل و تست و گزینش و خبر است را میخواهد برای انحراف فکر مرد، به کار ببنند، که به او توجه کند.
خوب عزیز دل برادر! دختر خوب! خانم خوب!
این مرد اصلا مغزش یک جای دیگری دارد کار میکند.این بیچاره دستگاه تولید عشق و علاقه نیست که دم به دقیقه از توی جیبش، محبت برایتان خیرات کند.
او دارد به تیم « غازقلنگ آباد » فکر میکند و این که چه قدر میتواند لحظات خوشی را داشته باشد وقتی « رونالدُمبَک » شوت مستقیم به سمت دروازه میزند.
.
برعکس ِداستان، ولی صادق نیست.
هیچ زمانی برای ابراز عشق به خانمها، نامناسب نیست. شما بیست و چهار ساعته و به صورت آن لاین میتوانید به همسر با دوستتان، پالسهای عشقی بفرستید و مسلم بدانید که زن، همیشه و در همه حال و در هر شرایطی، « بلوتوس ِموبایل ِقلبش »، روشن است. [ بلوتوس هم همین طوری درست است نه با « ث » ]
.
گاهی نیز اتفاقات بدی داریم. مثلا ً:
آقا ناگهان هوس میکند که برود از همسرش یک لب آرتیستی بگیرد. [ البته همراه داشتن شناسنامه، الزامی ست ]. وارد اتاق میشود می بیند خانم نشسته و عمیقا مشغول خواندن یکی از رمانهای مورد علاقهاش است. مرد، به خودش میگویاد:
« بیخیال! الان تمرکزش را به هم می زنم. بعدا میآیم »
اتفاقا وقتی دارد از اتاق خارج میشود، همسر گرامی به کمک حس ششماش میپرسد:
« کاری داشتی؟ چیزی میخواستی بگویی؟ »
مرد هم [ که دارد زنش را با خودش مقایسه میکند و فکر مینماید او هم وقتی مشغول مطالعه است، شش دنگ حواسش به کتاب خواهد بود] جواب میدهد:
« نه عزیزکم! آمدم ببینم داری چه کار میکنی که یک ساعت است صدایات در نمیآید »
زن که اصلا به ذهنش نمیرسد مرد برای چه به طور ناگهانی دنبال او میگردد، [ چون اصولا زنها مثل مردها، ناگهان عشقشان گل نمیکند ] میاندیشد که همسر عزیزش به او بیاحترامی کرده و به سکوتش شک برده. پس در یک جواب طعنهآمیز می فرماید:
« کار بدی نمیکردم. خیالت راحت باشد ».
مرد از این جواب ناراحت میشود و خلاصه آن میشود که نباید بشود.
.
. چرا؟
.
چون هیچکدام از این دو، « کدهای جنسیتی » یکدیگر را نمیشناسند و هر کدامشان، از دریچهی چشم « جنسیت » خودشان، به این قضیه نگاه میکنند.
. تبصره :
فقط به فقط یک تبصره در این داستان « عشق ناگهانی » مردها هست، که گاهی در مورد خانمها هم صدق میکند.
و آن، این که؛
هر زمان دیدید که مردی، بی دلیل، دارد ابراز علاقهای میکند که سابقه نداشته، [ مثلا هیچ وقت برای شما گل نمیخریده ولی امروز بدون دلیل خاصی، با یک دسته گل به منزل آمده ] مسلم بدانید قبلش یک خطایی کرده و یا یک جایی، دَمی به خُمره زده.
شک نکنید!
آقایان وقتی به طور ناگهانی و بیهیچ دلیل خاصی، مهربان میشوند، قبلش یک جایی، یک کاری کردهاند که « وجدان زناشویی » یا « وجدان دوستیشان »، آزرده و ناراحت است.
خانمها هم [ گاهی ] همین طوری هستند.
البته خانمها آن قدر زرنگند که به قول معروف « عشوهی شـُـتــُری » نیایاند، ولی برخی اوقات آن قدر به « وجدان زناشویی » شان فشار میآید که دیگر نمیتوانند خودشان را کنترل کنند.
مثلا صبح [ وقتی همسرشان نیست ] با دوست پسر قدیمی خود، تلفنی حرف زدهاند. همین امر باعث میشود که وجدان ناراحت آنها، هنگام بازگشت همسر، به ناگاه بیدار شود و در کمال تعجب همسر ِ از همه جا بیخبر، بغلش بپرند و با عشق و علاقه بگویاند:
« وای! نمیدانی چه قدر دوستت دارم! هیچ کس مثل تو نمیشود! »
البته آقایان از این بدتر هستند.چون وقتی دور از چشم دوست یا همسرشان، شیطنتی کرده باشند، ده دقیقه بعد از پایان شیطنت، به خانم زنگ میزنند و ناگهان محبتشان عین آتشفشان، [ به قول مشهدیها ] « وَرجـِک وَرجـِک » می فرماید. [ یعنی بالا و پایین می جهد ].
.
کمی تبصره طولانی شد.
.
ما همهی این چیزها را میدانیم. فقط گاهی باید یک نفر دوباره برایمان، تکرارش کند. اینها کدها و رمزهای ریز و ظریفیست که دانستنش، باعث خواهد شد دیرتر از هم برنجیم یا دیرتر از هم جدا شویم. فقط باید اندکی دقت کرد.
.
با پیشکش درودهای ایرانی : آرش خیرآبادی
منبع خبر:
وبلاگ آرش خیرآبادی