آخرین بروزرسانی : یکشنبه 08 شهریور 1383 - 00:45:6 ق.ظ.
مرتبه بازدید |
نظرات شما
| نسخه قابل چاپ |
این صفحه را برای دوستان خود بفرستید.
شاهزاده خانم قلابي ايراني نبود
در نوامبر سال 2000 خبرگزاريهاي بينالمللي از كشف جنازهيي موميايي خبر دادند كه ادعا ميشد حدود 2600 سال قدمت داشته و به شاهزاده خانمي از ايران باستان تعلق دارد.
اين جنازه كه جعلي بودن آن پس از مدت كوتاهي مشخص شد، با تاج و نقابي بينظير از جنس طلا در تابوت سنگي منقشي قرار گرفته بود. پارچهيي كه اين جنازه در آن پيچيده شده بود با اشيايي از جنس طلا تزيين شده بود و لوحي روي سينه او

قرار داشت كه روي آن نوشته شده بود: «من دختر شاه بزرگ خشايارشا هستم. من ردگونه هستم.» تمام امعا واحشاي اين جنازه دقيقاص مانند شيوه موميايي كردن مصريان باستان بيرون آورده شده بود. اين كشفي فوقالعاده بودأ بينظيرترين گنجينهيي كه تاكنون در اين منطقه كشف شده بود.
اهميت فوقالعاده اين موميايي در اين بود كه پيش از آن هرگز جنازه موميايي متعلق به ايرانيان كشف نشده بود، چه رسد به يك موميايي سلطنتي. اين اهميت زماني روشنتر ميشود كه بدانيم باستانشناسان عموماص بر اين باورند كه موميايي كردن اجساد مختص تمدن مصر باستان بوده است. پروفسور روديگر اشميت در مقالهيي كه ترجمه آن در شماره 5 نشريه «نامه ايران باستان» به چاپ رسيده است، كليه اشتباهات املايي، آوايي و دستوري كتيبههايي كه روي سينه موميايي قرار داشت را مورد بررسي و تحليل قرار داده است.از جمله اين اشتباهات ميتوان به نام ردگونه اشاره كرد كه در كتيبه به صورتrdgun آمده است اما اين اسم در صورتي كه در فارسي باستان ميآمد، بايد به صورت vrdagauna ثبت ميشد.
همچنين در اين كتيبه به صورت فارسي يا دري «دخت» برميخوريم كه صورت فارسي باستان آنdugda است. پروفسور اشميت پس از برشمردن اشتباهات كاتب و جعلي خواندن اين كتيبهها، صورت صحيح احتمالي كتيبه را در فارسي باستان ارايه ميدهد و نتيجه ميگيرد كه پيشنويس اين متن به فارسي يا دري تهيه شده و سپس كاتب با تصوري كه از زبان فارسي باستان داشته، آن را به اين زبان ترجمه كرده و كوشيده با توجه به نمونه هجاها يا فهرست حروف ميخي كه در دست داشته، آن را به خط ميخي نزديك كند. علاوه بر اين اشتباهات دستوري، موارد عجيبي نيز

در شيوه موميايي كردن آن به چشم ميخورد. بسياري از جزيياتي كه در شيوه موميايي كردن مصريان باستان به دقت رعايت ميشدند در اينجا به كلي ناديده گرفته شده بودند. بنابراين شك و شبههها در باره هويت اين موميايي بيشتر شد تا آنجا كه بسياري به فكر افتادند كه شايد اين موميايي آن طور كه ادعا شده واقعاص دختر خشايارشا نبوده و موميايي فردي عادي است و اين زيورآلات نيز تنها به طمع فروش آن با قيمتي بيشتر، توسط افرادي متقلب به آن افزوده شده است. هنگامي كه اسما ابراهيم، موزهدار موزه ملي كراچي، تحقيقات و بررسيهاي خود را درباره اين جسد آغاز كرد داستان شكل ديگري به خود گرفت. پس از آنكه مشخص شد اين موميايي با تمام زيورآلات منحصر به فردش چيزي نيست جز يك موميايي تقلبي كه بسيار استادانه ساخته شده است، پاي كارشناسان پزشكي قانوني نيز به اين پرونده كشيده شد تا از راز هولناكي كه پشت اين موميايي قرار داشت پرده بردارند.
با تحقيقات و بررسيهاي دقيقتر مشخص شد كه اين موميايي سرگذشتي به مراتب سياهتر از آنچه تصور ميشد داشته است. به كمك سيتياسكن، عكسبرداري اشعه ايكس و تحليلهاي كامپيوتري اين عكسها مشخص شد كه اين جنازه نه يك موميايي باستاني، بلكه زني است كه بتازگي بر اثر شكستگي گردن مرده است. بررسي كالبدشكافي اين مساله را تاييد كرده ونشان داد كه اين زن احتمالاص براي همين منظور توسط جاعلان و سازندگان اين موميايي به قتل رسيده است.
منبع خبر:
اعتماد